تبليغاتX
دلریختگان

این چند ماه، با رویای شهیار جان، مثل خواب در بیداری بود.

حال لحظه ی چشیدن «دلچسبیده ها»ست!

مثل لحظه ی تحویل سال،

مثل لحظه ی نو شدن دفترچه ی خاطرات،

مثل لحظه ی زایش پروانه از پیله...

زادروز «دلچسبیده ها» برایم چنین لحظه ای ست!

11/11/11 ...

سال 2011 تازه آغاز شده است!

 

شنبه، ساعت 9 صبح به وقت ایران، 21 آبان ماه 1390

برنامه ی "قدغن ها"، ویژه ی زادروز آلبوم تازه ی شاعر، "دلچسبیده ها"...

+تاريخ شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 8:52 نويسنده هومن و مهرانا |

 

با تو، دوباره تا تو

مژده، مژده

بهترین صحنه، بهترین ما، شهیار نازنین ما...! و باز هم پنجره ای دیگر،

دریچه ای دیگر، «دوستت دارم ها»یی دیگر.

شهیار جان، میلاد دوباره ات مبارک.

یاران، آلبوم تازه ی «شهیار قنبری» را تنها از صفحه ی رسمی او خریداری نمایید.

آلبومی به نام "دلچسبیده ها"!

.
.
.

برای سفارش آلبوم تازه ی «شهیار قنبری» بر روی تصویر زیر کلیک کرده و سفارش خود را اعلام نمایید:

 

 

+تاريخ جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 14:33 نويسنده هومن و مهرانا |

یاز این ترانه ها را عشق است *

اینان همان مردمانی هستند که مدعی هستید برای آنان و به عشق آنان کار می کنید که با از این دست برخوردها به نوعی واهی بودن این ادعاها اثبات می گردد.

 

-اول- نامه ای از یک هوادار

شوخی با نمکی در روزهای اخیر پیرامون انتخاب آثار ضعیف هنرمند ارجمند "داریوش اقبالی" در شبکه‌ی "من و تو1" شکل گرفته که منجر به نتایجی جالب توجه شده است. این نتایج اگر غیر از این می‌بود مورد شگفتی بود. تا جایی که دو ترانه‌ی مطرح و هیتِ این هنرمند نامی جزوء انتخاب مخاطبان بوده است. انگار بخواهند به بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین ترانه‌ی همه‌ی زمان‌ها رای بدهند!

این نتایج را می‌توان دو جور تعبیر کرد. یکی این‌که شوخی قلمداد کرد و دیگر این‌که به مخاطبان باهوش درود فرستاد. از آن‌جایی که نشانه‌ای در دست است که این مخاطبان حتا با نام اصلی ترانه‌های داریوش آشنا نبوده‌اند می‌توان به راحتی حدس زد که این مخاطبان اصلن با کارهای داریوش حتا درصد کمی هم آشنا نبوده‌اند و به ترانه‌ها فقط به سبب نام آن‌ها رای داده‌اند.  مثلن ترانه‌ای که در آن "نون و پنیر" بوده را گمان کرده‌اند کار زشتی‌ست و اصلن نمی‌دانسته‌اند این به چه مفهوم است. مثل این می‌ماند که مثلن به سبب نام فیلم "پرتقال کوکی" کوبریک این اثر را ضعیف بدانند و می‌توان چون این فیلم هزاران مثال آورد مثل آثار گروه معتبر "بیتل‌ها" و آلبوم "گروهبان فلفلی" که نام‌اش بانمک است مثلن. البته که برنامه‌ای که به قول مجری‌اش "درهم و برهم" است جز این هم انتظاری نمی‌توان داشت!

از این رو مخاطبان هوشیار آثار داریوش فقط به اثر می‌اندیشند و به چنین برنامه‌های نازلی توجه نمی‌کنند. برای این برنامه اعتراض‌نامه و پتیشن نیازی نیست امضاء کنند که به‌درستی خود برنامه نتایج درست را اعلام کرده که این ترانه‌ها در تاریخ ترانه‌ی نوین ایران با صاحبان معتبر خود چون "شهیار قنبری" و "اردلان سرفراز" و "ایرج جنتی‌عطایی" مانده‌گار است. و این برنامه هم نام خود را به رسوایی بر سر هر بازار فریاد خواهد کرد چرا که آینده‌گان انتخاب درست را شهادت خواهند داد.

 

-دوم-

اما در ادامه مطلب اعتراضی این هوادار نازنین ، خانه هواداران داریوش لازم می داند اعتراض خود را به نوع برخورد دست اندرکاران این برنامه با نظرات مخالف مطرح شده از جانب داریوش دوستان  در صفحه فیس بوکشان ابراز دارد.  در نهایت تاسف، تنها پاسخ این صفحه به خیل عاشقان داریوش عزیز  حذف و قلع وقمع وسانسور بود. نکته ی مهم و مورد نظر ما به نوع نگاه و برخورد دست اندرکاران این برنامه با خواسته ها و نظرات هواداران داریوش، مطرح شده در صفحه ی فیس بوک این برنامه مربوط می شود که جملگی هواداران پس از اظهار نظرشان نسبت به این برنامه در بخش نظرات، به جای گرفتن پاسخی منطقی با الفاظ نه چندان شایسته ای از جانب مجری برنامه و آقایان هوادار ایشان!! روبرو می شدند و البته نظراتشان پس از دقایقی حذف شده و خودشان نیز از آن صفحه به اصطلاح " بن " می شدند بلکه دیگر صدایشان به گوش کسی نرسد!

این اما شکل کلی برخورد یک تیم آماتور، در یک برنامه ی آماتور بود که از شبکه ای آماتور اما با ماسک خوش رنگی از حرفه ای گری پخش می شود. اگر گروهی برنامه ای را در شبکه ای اجرا می کنند که داعیه ی حرفه ای گری دارند، پس هرگز نباید به خودشان و اطرافیانشان این اجازه را بدهند که در برابر کسانی که به نوعی به کار و رفتارشان انتقاد دارند جبهه گیری کرده و در صدد پاسخ دادن به آنها بر آمده، آنها را با الفاظی نا خوشایند خطاب کرده، نظرات آنها را حذف نموده، آنها را " بلاک " کرده و پس از آن چهره ی مصنوعی ِ پیروزمندانه به خود بگیرند و فکر کنند که دیگر همه چی تمام شده است.

بی شک در حال حاضر دست اندرکاران این برنامه بسیار علاقه مند بودند که به نحوی این مطلب را نیز حذف نمایند اما متاسفیم که چنین امکانی برایشان میسر نیست.

شاید نفس اجرای این برنامه چندان خلل زیادی در باورهای جمع کثیری از مردم نسبت به فلسفه ی وجودی شکل گیری این شبکه و همچنین این برنامه به وجود نیاورده باشد که صد البته در دید هواداران داریوش می توان شکستگی و گسستگی بی سابقه ای نسبت به این شبکه را مشاهده کرد، اما طرز برخورد غیر حرفه ای و گستاخانه با هواداران داریوش - یعنی همان مردمی که این شبکه و امثال آن برای جلب نگاه و توجه آنها شکل گرفته است - باعث شد که دست تفکرات حاکم بر این تشکیلات بیشتر از قبل رو شده و لااقل به ما ثابت شود که اگر برخلاف آنچه تا کنون دیده ایم، شبکه ای پیدا شد و هنرمندی را تکریم کرد و برایش برنامه ای در ظاهر شاهانه فراهم نمود، این نه به خاطر احترام به آن هنرمند بوده، بلکه چشم طمع به منافع مالی و جذب مخاطب برای شبکه دوخته شده و البته که هیچ کس نتوانست اینچنین رسوا کننده ی این تفکرات باشد به جز تیم از افراد آماتور فعال در کانالی به اصطلاح حرفه ای!

درد همیشگی ما این بوده که همیشه، چه این طرف و چه آن طرف دیوار ، وقتی مردم پاس داشته و به رسمیت شناخته شده اند که در جهت منافع ما حرکت کرده وابراز نظر کنند و ابزار پیشبرد اهداف ما باشند. اینان همان مردمانی هستند که مدعی هستید برای آنان وبه عشق آنان کار می کنید که با از این دست برخوردها به نوعی واهی بودن این ادعاها اثبات می گردد.

 

-سوم-

شهیار قنبری عزیز نیز دیروز در صفحه ی رسمی خود در فیس بوک با این متن در خور توجه، اعتراضشان نسبت به این برنامه را ابراز داشتند:

کسانی‌ که نمی‌‌خواهند " فکر " کنند ، ترانه ی نوین را هم نمی‌‌فهمند و دوست نمی‌‌دارند. کسانی‌ که شنیدن حرف‌های پیش پا افتاده ی روز مره را ، در قالب " ترانه " خوش تر دارند ! این جور آدم‌ها ، نه اهل مطالعه اند و نه تماشای برنامه ی درست ، یا فیلمی با ارزش ! یعنی‌ : هیچ رابطه یی با جهان شعر و شعور ندارند. همین است که پای ابلهانه‌ترین کانال‌های تلویزیونی می‌‌نشینند ! چون حرمتی برای گوش و چشم و هوش خود ، نمی‌‌شناسند !آن وقت ده هزار ده هزار ، سالی‌ جون ، نگاه می‌‌کنند ! آن وقت آلبومی با ارزش چون " امان از " به تقلید از این ور آب ، تمشک یا زرشک ، جایزه می‌‌گیرد ! که هر سرزمینی هم از این شوخی‌‌ها دارد. اما، در کنارش ، پاسداشت‌های جدی هم دارد. نخل طلا ! شیر طلا ! اسکار ! و ....جمکرانی‌های فرستاده شده به غربت سرد ما ، اما ، فقط زرشک بی‌ هسته ا ش را به هنرمندان جدی خود ، هدیه می‌‌کنند ! من اگر جای آقای اقبالی باشم ، دیگر اجازه نمی‌‌دهم که صدایم ، از چنین بساط مسخره یی پخش شود!
شهیار قنبری - 19 آگوست 2011

 

اما در آخر: یاد آور می شویم تمام این نوشتن ها و گفتن ها به احترام هوادارانی بود که طی این چند روز مورد بی مهری و بی احترامی قرار گرفتند.

 

* عنوان مطلب برگرفته از ترانه ی " عشق است " اثر شهیار قنبری.

با سپاس از حسین عزیز

منبع: خانه ی هواداران داریوش

+تاريخ یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 3:32 نويسنده هومن و مهرانا |

 

پیش رویم مردی ست

پیش تر از دیروز

تازه تر از فردا

کاروان کلماتش، پرِ جشن آواز

و ترانه هایش مزه ی نان دارند، بوی باران دارند

صاحب دیوان بلندی از رنگ

وارث دریای بزرگی از مهر

نامش را اما

به تو نمی گویم...

پیش رویم مردی ست

 

شاعر آفتابی، زادروزت تا همیشه سبز و تازه

+تاريخ شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 3:43 نويسنده هومن و مهرانا |

 

+تاريخ سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 16:6 نويسنده هومن و مهرانا |